اسم — کبودیها
کبودیهاچشم کبودها
جمع shiner؛ کبودیها یا سیاهیهای روی چشم.
Plural of shiner; bruises or black eyes.
«بعد از دعوا چند تا کبودی داشت.»
“He had several shiners after the fight.”
«از آسیبهای کوچک کبودیها ظاهر میشوند.»
“Shiners can appear from minor injuries.”