shined

/ʃaɪnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shinedpast participle (مفعولی): shined-ing (حال): shining3rd (سوم): shines

فعل — درخشید

درخشیدتابید

گذشته فعل shine: ساطع کردن نور یا بازتاب نور به طور روشن.

Past tense of 'shine': to give off light or reflect light brightly.

«خورشید تمام روز می‌درخشید.»

The sun shined all day long.

«او کفش‌هایش را تا وقتی که براق شدند تمیز کرد.»

He shined his shoes until they were bright.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glowedتابید

مشابه است اما glowed بیشتر نور ثابت را می‌رساند، شاینِد معمولاً روشن‌تر یا بازتابنده است.

Similar but 'glowed' often implies a steady light, 'shined' can be brighter or more reflective.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000