shimmy

shim·my/ˈʃɪmi/
verb (فعل)informalpast (گذشته): shimmiedpast participle (مفعولی): shimmied-ing (حال): shimmying3rd (سوم): shimmies

فعل — تکان دادن

تکان دادنرقصیدن با حرکات شانه

تکان دادن سریع بدن یا شانه‌ها، معمولاً به عنوان حرکتی در رقص.

To shake or sway the body or shoulders rapidly, often as a dance move.

«او روی زمین رقص با حرکات شانه به موسیقی حرکت کرد.»

She shimmyed to the music on the dance floor.

«او برای گرم کردن شانه‌هایش را تکان داد.»

He shimmyed his shoulders to warm up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shakeتکان دادن

رایج. واژه‌ای کلی برای حرکت سریع به جلو و عقب.

Common. General term for quick vibrating or moving back and forth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000