shimmery

shim·mer·y/ˈʃɪməri/
shimmerto shine with a soft, slightly wavering light-ycharacterized by, tending to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): shimmeriersuperlative (عالی): shimmeriest

صفت — براق

براقدرخشانسوسوزننده

دارای کیفیت درخشان، براق یا سوسوزننده نرم؛ به آرامی برق‌زننده.

Having a soft, sparkling, or shimmering quality; glistening softly.

«پارچه براق لباسش به زیبایی نور را منعکس می‌کرد.»

The shimmery fabric of her dress caught the light beautifully.

«دریاچه زیر نور ماه سطحی سوسوزننده داشت.»

The lake had a shimmery surface under the moonlight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sparklingدرخشان

رایج. «درخشان» اغلب به معنای تابش نور شدیدتر، متمایزتر و شاید متناوب است، مانند الماس. «سوسوزننده» به معنای درخششی نرم‌تر، پراکنده‌تر و پیوسته است که اغلب با حرکت یا لرزش خفیف همراه است. «شراب درخشان» حباب دارد؛ «پارچه سوسوزننده» نور را به آرامی منعکس می‌کند.

Common. 'Sparkling' often implies a more intense, distinct, and possibly intermittent flash of light, like a diamond. 'Shimmery' suggests a softer, more diffused, and continuous glow, often with a slight movement or waver. A 'sparkling wine' has bubbles; a 'shimmery fabric' catches light softly.

lustrousبراق

رسمی. 'براق' به درخشش عمیق، غنی و پیوسته اشاره دارد، مانند مروارید یا فلز صیقلی، که اغلب به کیفیت بالا دلالت می‌کند. 'سوسوزننده' سبک‌تر است و بیشتر به نحوه بازی نور روی سطح اشاره دارد تا کیفیت ذاتی ماده. «مروارید براق» درخششی عمیق دارد، در حالی که «لباس سوسوزننده» به طرز بازیگوشانه‌ای نور را جذب می‌کند.

Formal. 'Lustrous' refers to a deep, rich, and continuous sheen, like pearls or polished metal, often implying high quality. 'Shimmery' is lighter and more about the way light plays on a surface rather than the inherent quality of the material. A 'lustrous pearl' has a deep glow, while a 'shimmery dress' catches light playfully.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000