lustrous

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈlʌs.trəs/
lustro-shine, brightness-ousfull of, having the quality of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more lustroussuperlative (عالی): most lustrous

صفت — درخشان

درخشانبراقلامع

دارای سطحی براق و درخشان که نور را به‌صورت یکنواخت بازتاب می‌دهد.

Having a shiny or glossy surface that reflects light smoothly.

«موهای درخشان او زیر نور خورشید می‌درخشید.»

Her lustrous hair shone under the sunlight.

«سطح براق مرمر همه بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار داد.»

The lustrous surface of the marble impressed all the visitors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shinyدرخشان

معمولی. اغلب زمانی که درباره سطوحی صحبت می‌کنیم که نور را خوب بازتاب می‌دهند قابل جایگزینی با lustrous است، مثلا 'موهای درخشان' و 'موهای براق'. shiny کاربرد روزمره‌تر و گسترده‌تری دارد.

Common. Interchangeable mostly with 'lustrous' when describing surfaces that reflect light well, e.g., 'shiny hair' vs. 'lustrous hair'. 'Shiny' is more everyday and broader in use.

glossyبراق

رسمی یا فنی. بیشتر برای سطوح صاف و صیقلی، به ویژه در چاپ یا عکاسی به کار می‌رود. از lustrous اختصاصی‌تر است.

Formal or technical. Often used for surfaces with a smooth, polished appearance, especially in printing or photography. More specific than 'lustrous'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000