matte

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mat·te/ˈmæt.i/
mattea non-glossy, dull finish
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): mattersuperlative (عالی): mattest

صفت — مات

ماتبی‌برقبدون درخشش

دارای سطحی بدون برق و درخشندگی، صاف و مات.

Having a flat, non-shiny surface lacking gloss or shine.

«رنگ این تابلو سطحی مات دارد تا بازتاب نور کم شود.»

The painting has a matte finish to reduce glare.

«او رژ لب مات را نسبت به براق ترجیح می‌دهد.»

She prefers matte lipstick over shiny ones.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dullکدر

متداول. وقتی سطح بدون براقی باشد، جایگزین matte است مثل 'سطح کدر' یا 'سطح مات'.

Common. Interchangeable with 'matte' when describing surfaces lacking shine, e.g. 'a dull finish' or 'a matte finish'. Less used for artistic coatings.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000