shiner

shin·er/ˈʃaɪnər/
shineto emit light or reflect light-ersomeone or something that does action
noun (اسم)informalplural (جمع): shiners

اسم — کبودی چشم

کبودی چشمبمباند

بمباند؛ کبودی اطراف چشم ناشی از ضربه.

A black eye; a bruise around the eye caused by injury.

«در دعوا یک کبودی بد در چشم گرفت.»

He got a nasty shiner in the fight.

«بوکسور بعد از مسابقه کبودی چشمش را نشان داد.»

The boxer showed off his shiner after the match.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000