در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بمباند؛ کبودی اطراف چشم ناشی از ضربه.
A black eye; a bruise around the eye caused by injury.
«در دعوا یک کبودی بد در چشم گرفت.»
“He got a nasty shiner in the fight.”
«بوکسور بعد از مسابقه کبودی چشمش را نشان داد.»
“The boxer showed off his shiner after the match.”