در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل افشا یا قابل قرار گرفتن در معرض خطر، ریسک یا توجه عمومی.
Able to be exposed or made visible to danger, risk, or publicity.
«دادهها بدون رمزگذاری قابل افشا در برابر هک شدن هستند.»
“The data is exposable to hacking without encryption.”
«گونههای خاصی در معرض تغییرات محیطی قرار دارند.»
“Certain species are exposable to environmental changes.”
رایج. در معنا همپوشانی دارد ولی اغلب به آسیبپذیری نسبت به صدمه اشاره میکند.
Common. Overlaps in meaning but often implies susceptibility to harm specifically.
رایج. به تمایل به متاثر شدن اشاره دارد، مشابه exposable.
Common. Implies tendency to be affected, similar to exposable.