extent
اسم — میزان
میزان یا دامنهای که چیزی به آن میرسد یا کشیده میشود
The degree or scope to which something extends or reaches
«ما هنوز میزان کامل خسارت را نمیدانیم.»
“We do not yet know the full extent of the damage.”
«دامنه تأثیر او قابل توجه است.»
“The extent of her influence is significant.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. معمولاً زمانی که به محدوده یا برد اشاره میشود جایگزین extent است — «دامنه پروژه» هم مانند «میزان پروژه» درست است. وقتی محدودیت یا برد مهم است ترجیح داده میشود.
Common. Can usually replace extent when referring to range or reach — 'scope of a project' works as well as 'extent of a project'. Preferred when emphasizing limits or range.
متداول. در بسیاری زمینهها که درباره اندازه یا دسترسی است با extent قابل جایگزینی است — «محدوده بررسی» میتواند جایگزین «میزان بررسی» باشد. اغلب بر محدودیتهای قابل اندازهگیری تأکید دارد.
Common. Interchangeable with extent in many contexts about size or reach — 'range of a survey' can replace 'extent of a survey'. Usually emphasizes measurable limits.