verb (فعل)formalpast (گذشته): exudedpast participle (مفعولی): exuded-ing (حال): exuding3rd (سوم): exudes
فعل — تراوش کرد
تراوش کردبیان کردنشان داد
به آرامی و پیوسته بویی، مایع یا ویژگیای را آزاد کردن (زمان گذشته)
have released a smell, liquid, or quality slowly and steadily (past tense)
«گیاه بوی شیرینی آزاد کرد.»
“The plant exuded a sweet aroma.”
«او هنگام سخنرانی اعتمادبهنفس نشان داد.»
“He exuded confidence during the speech.”
تفاوت با واژههای مشابه
emitted— متصاعد کرد
رسمی. بیشتر برای بو و نور جایگزین exuded میشود ولی حس آزاد شدن طبیعی و آرامتر دارد.
Formal. Can replace 'exuded' mainly for smells and light, but 'exude' suggests a slower natural release.
oozed— به آرامی تراوش کرد
غیررسمی. بیشتر به بیرون آمدن مایع آرام اشاره دارد.
Informal. Refers to slow leaking, mostly liquid.