exuded

ex·ud·ed/ɪɡˈzuːdɪd/
ex-out, away fromsudto sweat, flow-edpast tense
verb (فعل)formalpast (گذشته): exudedpast participle (مفعولی): exuded-ing (حال): exuding3rd (سوم): exudes

فعل — تراوش کرد

تراوش کردبیان کردنشان داد

به آرامی و پیوسته بویی، مایع یا ویژگی‌ای را آزاد کردن (زمان گذشته)

have released a smell, liquid, or quality slowly and steadily (past tense)

«گیاه بوی شیرینی آزاد کرد.»

The plant exuded a sweet aroma.

«او هنگام سخنرانی اعتمادبه‌نفس نشان داد.»

He exuded confidence during the speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emittedمتصاعد کرد

رسمی. بیشتر برای بو و نور جایگزین exuded می‌شود ولی حس آزاد شدن طبیعی و آرام‌تر دارد.

Formal. Can replace 'exuded' mainly for smells and light, but 'exude' suggests a slower natural release.

oozedبه آرامی تراوش کرد

غیررسمی. بیشتر به بیرون آمدن مایع آرام اشاره دارد.

Informal. Refers to slow leaking, mostly liquid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000