falconry

fal·con·ry/ˈfɔːlkənri/
noun (اسم)formal

اسم — بازداری

بازداریشکار با شاهین

هنر یا عملی که در آن شاهین‌ها برای شکار آموزش داده می‌شوند.

The art or practice of training falcons to hunt.

«بازداری در بسیاری از کشورها یک ورزش سنتی است.»

Falconry is a traditional sport in many countries.

«او برای شکار پرندگان بازی، شکار با شاهین را یاد گرفت.»

He learned falconry to hunt game birds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000