fall around

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fall a·round/fɔl əˈraʊnd/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حدودِ زمانی واقع شدن

حدودِ زمانی واقع شدنتقریباً مصادف شدن

تقریباً در زمان مشخصی رخ دادن یا قرار گرفتن.

To occur at approximately a particular time.

«تعطیلات حدود اواخر مارس است.»

The holiday falls around late March.

«تولد او تقریباً در همان هفته قرار می‌گیرد.»

Her birthday falls around the same week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000