fall for

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fɔl fɔr/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فریب خوردن

فریب خوردنگول خوردن

فریب یک حقه یا ادعای نادرست را خوردن.

To be deceived by a trick or false claim.

«فریب آن بهانه را نخور.»

Don't fall for that excuse.

«او گول کلاهبرداری اینترنتی را خورد.»

He fell for the online scam.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — عاشق شدن

عاشق شدندل باختن

کم‌کم عاشق کسی شدن.

To begin to feel romantic love for someone.

«او در دانشگاه عاشق او شد.»

She fell for him at college.

«انتظار نداشتم عاشق او شوم.»

I did not expect to fall for her.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000