در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بر اساس اعتقاد اشتباه یا استدلال غلط؛ گمراهکننده یا فریبنده
based on a mistaken belief or unsound reasoning; misleading or deceptive
«استدلال او نادرست و بهراحتی رد شد.»
“His argument was fallacious and easily refuted.”
«استدلال نادرست به نتایج غلط میانجامد.»
“Fallacious reasoning leads to wrong conclusions.”
رایج. متضاد کلی حقیقت؛ با fallacious همپوشانی دارد.
Common. General opposite of true; overlaps with fallacious.
رایج. باعث ایجاد ایدههای نادرست میشود؛ معنایی مشابه fallacious دارد.
Common. Causes wrong ideas; similar in meaning to fallacious.