false

/fɔːls/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): falsersuperlative (عالی): falsest

صفت — غلط

غلطنادرستاشتباه

نادرست یا اشتباه؛ غلط.

Not true or correct; erroneous.

«شاهد شهادت دروغ داد.»

The witness gave a false testimony.

«آن جمله کاملاً غلط است.»

That statement is completely false.

تفاوت با واژه‌های مشابه
incorrectنادرست

رایج. مطابق با واقعیت یا حقیقت نیست. کاملاً قابل جایگزینی با 'غلط'. 'پاسخ نادرست' یا 'اظهارات غلط'. 'نادرست' کمی ضعیف‌تر است و گاهی اوقات به اشتباهی ساده اشاره دارد، در حالی که 'غلط' می‌تواند به قصد فریب اشاره کند.

Common. Not in accordance with fact or truth. Very interchangeable with 'false'. 'An incorrect answer' or 'a false statement'. 'Incorrect' is slightly less strong, sometimes implying a simple mistake, while 'false' can imply intention to deceive.

untrueنادرست

رایج. حقیقت ندارد؛ غلط. اغلب برای اظهارات یا باورها استفاده می‌شود. کاملاً قابل جایگزینی. 'شایعه نادرست' همان 'شایعه غلط' است.

Common. Not true; false. Often used for statements or beliefs. Very interchangeable. 'An untrue rumor' is the same as 'a false rumor'.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): falsersuperlative (عالی): falsest

صفت — مصنوعی

مصنوعیجعلیتقلبی

غیر اصل؛ جعلی یا مصنوعی.

Not genuine; fake or artificial.

«او مژه‌های مصنوعی زده بود.»

She wore false eyelashes.

«او یک دست دندان مصنوعی داشت.»

He had a set of false teeth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fakeجعلی

رایج/غیررسمی. یک مترادف مستقیم که اغلب به تقلید یا کلاهبرداری اشاره دارد. 'جعلی' شاید غیررسمی‌تر از 'false' باشد. 'کارت شناسایی جعلی' یا 'اسناد جعلی'.

Common/Informal. A direct synonym, often implying imitation or fraud. 'Fake' is perhaps more informal than 'false'. 'A fake ID' or 'false documents'.

artificialمصنوعی

رایج. ساخته شده یا تولید شده توسط انسان و نه به طور طبیعی، به ویژه به عنوان نسخه‌ای از چیزی طبیعی. 'گل‌های مصنوعی' به وضوح واقعی نیستند، شبیه 'دندان مصنوعی'.

Common. Made or produced by human beings rather than occurring naturally, especially as a copy of something natural. 'Artificial flowers' are clearly not real, similar to 'false teeth'.

متضادها
3adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): falseposition (جایگاه): end

قید — به دروغ

به دروغغلطفریبنده

به شیوه‌ای نادرست؛ به طور اشتباه یا فریبنده.

In a false manner; erroneously or deceitfully.

«او زیر سوگند دروغ گفت.»

He swore falsely under oath.

«این خبر به دروغ توسط رسانه‌ها گزارش شد.»

The story was falsely reported by the media.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wronglyبه اشتباه

رایج. به شیوه‌ای نادرست یا اشتباه. کاملاً قابل جایگزینی برای 'به طور اشتباه'. 'او به اشتباه متهم شد' در مقابل 'او به دروغ در مورد رویداد صحبت کرد'. 'به اشتباه' ممکن است به خطا اشاره کند، در حالی که 'فریبنده' می‌تواند به فریب اشاره کند.

Common. In an incorrect or mistaken way. Very interchangeable for 'erroneously'. 'He was wrongly accused' vs. 'He spoke falsely about the event'. 'Wrongly' might imply error, while 'falsely' can imply deception.

deceitfullyفریبکارانه

رسمی. به شیوه‌ای که از فریب استفاده می‌کند؛ با بی‌صداقتی. تأکید قوی‌تری بر گمراه کردن عمدی دارد. 'او فریبکارانه عمل کرد' یک مترادف مستقیم برای 'او به دروغ عمل کرد' در این زمینه است.

Formal. In a way that uses deceit; dishonestly. Stronger emphasis on intentional misleading. 'He acted deceitfully' is a direct synonym for 'He acted falsely' in this context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000