fanned

/fænd/
fanto blow air-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): fannedpast participle (مفعولی): fanned-ing (حال): fanning3rd (سوم): fans

فعل — باد زدن

باد زدنباد ایجاد کردن

با تکان دادن وسیله یا بال زدن، هوا را به سمت چیزی یا کسی حرکت دادن.

Moved air toward something or someone by waving an object or flapping wings.

«او با یک کاغذ به خود باد زد.»

She fanned herself with a paper.

«پرنده برای خنک شدن بال‌هایش را باز کرد.»

The bird fanned its wings to cool down.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wavedتکان دادن

رایج است و به معنی حرکت تند جلو و عقب است.

Common. Moving back and forth quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000