verb (فعل)commonpast (گذشته): fannedpast participle (مفعولی): fanned-ing (حال): fanning3rd (سوم): fans
فعل — باد زدن
باد زدنباد ایجاد کردن
با تکان دادن وسیله یا بال زدن، هوا را به سمت چیزی یا کسی حرکت دادن.
Moved air toward something or someone by waving an object or flapping wings.
«او با یک کاغذ به خود باد زد.»
“She fanned herself with a paper.”
«پرنده برای خنک شدن بالهایش را باز کرد.»
“The bird fanned its wings to cool down.”