farmtown

farm·town/ˈfɑːrmtɑʊn/
farmagricultural landtownsettlement or community
noun (اسم)commonplural (جمع): farmtowns

اسم — شهرک کشاورزی

شهرک کشاورزیشهر مزرعه

شهری کوچک یا جامعه‌ای که حول فعالیت‌های کشاورزی شکل گرفته است.

A small town or community centered around agricultural activities.

«شهرک کشاورزی چندین بازار برای محصولات محلی دارد.»

The farmtown has several markets for local produce.

«بسیاری از مردم شهرک کشاورزی در مزارع کار می‌کنند.»

Many people in the farmtown work on farms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000