farming area

farm·ing a·reaˈfɑːrmɪŋ ˈɛəriə
farmto cultivate land or raise animals-ingforming a noun of action or processareaa region or part of a town, country, or the world
noun (اسم)common

اسم — منطقه کشاورزی

منطقه کشاورزیمنطقه زراعیمنطقه دامداری

منطقه‌ای جغرافیایی که عمدتاً برای کشاورزی و دامداری استفاده می‌شود.

A geographic region primarily used for agricultural activities like growing crops or raising livestock.

«منطقه کشاورزی بیشتر سبزیجات کشور را تولید می‌کند.»

The farming area produces most of the country’s vegetables.

«بسیاری از مردم در منطقه کشاورزی گاو و گوسفند پرورش می‌دهند.»

Many people in the farming area raise cattle and sheep.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agricultural landزمین کشاورزی

رسمی. در موقعیت‌های رسمی که بر استفاده زمین برای کشاورزی تاکید دارند، قابل جایگزینی است؛ در گفتار غیررسمی کمتر کاربرد دارد.

Formal. Interchangeable in formal contexts emphasizing land use for farming; less used in casual speech.

farmlandزمین کشاورزی

متداول. تقریباً همیشه قابل جایگزینی است؛ به زمین زیر کشت به طور خاص اشاره دارد.

Common. Almost always interchangeable; used to refer specifically to land under cultivation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000