farmer

farm·er/ˈfɑːrmər/
farmto cultivate land or raise animals-erone who does
noun (اسم)commonplural (جمع): farmers

اسم — کشاورز

کشاورزدهقان

کسی که زمین زراعی دارد یا کنترل کشاورزی را بر عهده دارد.

A person who owns or manages a farm or cultivates land.

«کشاورز امسال ذرت کاشت.»

The farmer planted corn this year.

«کشاورزان هر روز سخت کار می‌کنند.»

Farmers work hard every day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000