verb (فعل)commonpast (گذشته): faredpast participle (مفعولی): fared-ing (حال): faring3rd (سوم): fares
فعل — پیش رفتن
پیش رفتنموفق بودنعملکرد داشتن
عملکرد داشتن یا در شرایطی پیش رفتن.
To perform or get along in a situation or condition.
«او در شغل جدیدش خوب پیش میرود.»
“He is faring well in his new job.”
«این روزها اوضاع چطور است؟»
“How are you faring these days?”
تفاوت با واژههای مشابه
perform— عملکرد داشتن
متداول. به انجام وظایف اشاره دارد؛ وقتی درباره موفقیت یا پیشرفت باشد قابل تعویض است.
Common. Means to carry out tasks; interchangeable when referring to success or progress.
manage— مدیریت کردن
متداول. به کنترل وضعیت اشاره دارد؛ بعضی مواقع قابل جایگزین است.
Common. To handle a situation; sometimes interchangeable.