fared

/fɛrd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): faredpast participle (مفعولی): fared-ing (حال): faring3rd (سوم): fares

فعل — عملکرد داشتن

عملکرد داشتنروبه‌رو شدن با وضعیتیرفتار کردن

گذشته فعل fare؛ نشان دادن عملکرد در وضعیت یا شرایط خاص.

Past of 'fare'; to perform in a particular situation or condition.

«او در مسابقه عملکرد خوبی داشت.»

He fared well in the competition.

«در طول طوفان چطور بودی؟»

How did you fare during the storm?

تفاوت با واژه‌های مشابه
performedاجرا کرد

اصطلاح کلی برای انجام یک عمل یا نقش.

General term for carrying out an action or role.

managedمدیریت کرد

دلالت بر مواجهه و رسیدگی به وضعیت دارد.

Implies coping or handling a situation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000