fathered

fa·thered/ˈfɑːðərd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): fatheredpast participle (مفعولی): fathered-ing (حال): fathering3rd (سوم): fathers

فعل — پدر شدن

پدر شدنوالد بودن

گذشته فعل father؛ والد زیستی یک فرزند بودن

Past tense of father; to be the biological parent of a child

«قبل از رسیدن به ۳۰ سالگی پدر سه فرزند شد.»

He fathered three children before turning 30.

«مرد به پدر چندین فرزند بودن شناخته می‌شود.»

The man is known to have fathered several children.

تفاوت با واژه‌های مشابه
begetخلق کردن

رسمی یا کتاب مقدس. به معنای پدر شدن است، در گفتار معمولی کمتر استفاده می‌شود.

Formal or biblical. Means to father a child, less common in daily speech.

sireصاحب فرزند شدن

رسمی. معمولا درباره والدین مذکر بخصوص حیوانات به کار می‌رود.

Formal. Often used about male parentage, especially animals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000