fathering

fa·ther·ing/ˈfɑːðərɪŋ/
fathermale parent-ingaction or process
verb (فعل)formalpast (گذشته): fatheredpast participle (مفعولی): fathered-ing (حال): fathering3rd (سوم): fathers

فعل — پدر شدن

پدر شدنبه دنیا آوردن بچه

عمل به دنیا آوردن یا قبول کردن فرزند به عنوان پدر.

Act of begetting or acknowledging a child as a father.

«او به پدر شدن سه فرزند افتخار می‌کند.»

He is proud of fathering three children.

«پدر شدن نیازمند مسئولیت و مراقبت است.»

Fathering a child involves responsibility and care.

تفاوت با واژه‌های مشابه
begettingبه دنیا آوردن

رسمی و عمدتاً زیستی، در همین معنا هم‌معنی است.

Formal, mostly biological term synonymous in context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000