featherheaded

feath·er·head·ed/ˈfɛðərˌhɛdɪd/
feathersoft plumeheadhead-edhaving the quality of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more featherheadedsuperlative (عالی): most featherheaded

صفت — بی‌فکر

بی‌فکربی‌جدی

بی‌حساب و حواس‌پرت؛ غیرجدی.

Foolish or scatterbrained; not serious.

«در امور جدی اینقدر بی‌فکر نباش.»

Don't be so featherheaded in serious matters.

«تصمیمات بی‌فکر او دیگران را ناامید کرد.»

His featherheaded decisions frustrated others.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scatterbrainedحواس‌پرت

رایج. معنای غیررسمی مشابه.

Common. Similar informal meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000