در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای علائم تب؛ داغ یا سرخ شده.
Having or showing symptoms of a fever; hot or flushed.
«او بعد از بیماری کمرنگ و تبدار به نظر میرسید.»
“He looked pale and feverish after the illness.”
«علائم تبدار سه روز طول کشید.»
“Feverish symptoms lasted for three days.”
اصطلاح پزشکی؛ رسمی و کمتر رایج در گفتار روزمره.
Medical term; formal and less common in daily speech.