در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دروغی کوچک و بیضرر که معمولاً برای لطیفه یا جلوگیری از آسیب گفته میشود.
A small or harmless lie.
«او یک دروغ کوچک درباره دیر رسیدن گفت.»
“He told a little fib about being late.”
«نگران نباش، فقط یک دروغ بیضرر است.»
“Don't worry, it's just a harmless fib.”
رایج. میتواند جایگزین fib شود اما lie ممکن است در مورد دروغهای بزرگتر یا جدیتر استفاده شود، در حالی که fib اشاره به دروغی کوچک و بیضرر دارد.
Common. Interchangeable with 'fib' but 'lie' can refer to bigger or more serious falsehoods, while 'fib' suggests a trivial or harmless untruth.
رایج. به طور خاص نشاندهنده دروغی بیضرر یا مهربان است که برای جلوگیری از ناراحتی گفته میشود. خاصتر از fib است.
Common. Specifically implies a harmless or kind lie told to avoid hurting feelings. More specific than 'fib'.
گفتن دروغ کوچکی که معمولاً بیضرر است یا لطیفه محسوب میشود.
To tell a small or harmless lie.
«او درباره تمام کردن تکلیفش دروغ کوچک گفت.»
“She fibbed about finishing her homework.”
«بچهها اغلب برای فرار از دردسر دروغ کوچک میگویند.»
“Kids often fib to avoid trouble.”
رایج. میتواند با fib جایگزین شود اما lie ممکن است دروغ جدیتری باشد؛ fib دروغی ناچیز است.
Common. Interchangeable with 'fib' but 'lie' can be more serious; 'fib' suggests a trivial untruth.
رسمی. جایگزین fib نیست؛ یعنی کسی از دادن پاسخ مستقیم فرار میکند و معمولاً صحبت گمراهکننده دارد.
Formal. Not interchangeable with 'fib'; it means to avoid giving a direct answer, often with misleading speech.