filial

fi·li·al/ˈfɪliəl/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more filialsuperlative (عالی): most filial

صفت — فرزندی

فرزندیوابسته به فرزند

مرتبط با رابطه فرزند و والدین.

Relating to the relationship of a child to a parent.

«او احترام فرزندی نسبت به والدینش نشان داد.»

He showed filial respect to his parents.

«وظیفه فرزندی اغلب شامل مراقبت از والدین سالخورده است.»

Filial duty often includes caring for aging parents.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000