filler

fill·er/ˈfɪlər/
fillto make full-erone who performs an action or thing that fills
1noun (اسم)commonplural (جمع): fillers

اسم — پرکننده

پرکنندهفیلر

ماده‌ای که برای پر کردن شکاف یا فضاها استفاده می‌شود، مثل دندان‌پزشکی یا ساختمان‌سازی.

A material used to fill gaps or spaces, such as in dentistry or construction.

«دندان‌پزشک فیلر را در حفره دندان قرار داد.»

The dentist applied a filler to the cavity.

«آنها از پرکننده برای ترمیم ترک‌های دیوار استفاده کردند.»

They used a filler to repair the wall cracks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plugپلاگ

غیررسمی. می‌تواند به چیزی که سوراخ را پر می‌کند اشاره داشته باشد.

Informal. Can mean something used to fill a hole or gap.

2noun (اسم)commonplural (جمع): fillers

اسم — حرف پرکننده

حرف پرکننده

واژه یا صدایی که برای پر کردن مکث در صحبت استفاده می‌شود (مثلاً «ام»، «آه»).

A word or sound used to fill pauses in speech (e.g., 'um,' 'uh').

«او اغلب از کلمات پرکننده مثل «ام» در صحبت‌ها استفاده می‌کند.»

He often uses fillers like 'um' in conversations.

«حروف پرکننده ممکن است صحبت را کم‌روان کند.»

Fillers can make speech sound less fluent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000