filmic

fil·mic/ˈfɪlmɪk/
filmmotion picture-icrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more filmicsuperlative (عالی): most filmic

صفت — فیلمی

فیلمیمانند فیلم

مرتبط با فیلم یا شبیه فیلم

Characteristic of or resembling a film or movies

«فیلم دارای کیفیت زیبای فیلمی بود.»

The movie had a beautiful filmic quality.

«سبکش بسیار فیلمی و تصویری است.»

His style is very filmic and visual.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cinematicسینمایی

رایج. معنای مشابه، اغلب برای توصیف ویژگی‌های فیلمی.

Common. Similar meaning, often used to describe movie-style visuals.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000