film

/fɪlm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): films

اسم — فیلم (لایه نازک)

فیلم (لایه نازک)عکس‌نگاره

لایه‌ی نازک یا برشی از ماده که معمولاً برای گرفتن عکس یا پوشاندن سطح استفاده می‌شود.

A thin layer or strip of material, often used to capture images or cover surfaces.

«دوربین برای گرفتن عکس از حلقه‌ای از فیلم استفاده می‌کند.»

The camera uses a roll of film to take pictures.

«روی میز یک لایه نازک گرد و غبار بود.»

There was a thin film of dust on the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stripنوار

روزمره. وقتی منظور قطعات نازک و بلند باشد می‌تواند جایگزین film شود ولی برای فیلم‌های سینمایی یا مواد عکاسی مناسب نیست.

Everyday. Can replace 'film' when referring to thin long pieces of material, but not for movies or photographic material specifically.

layerلایه

معمول. وقتی تمرکز روی لایه‌ها باشد می‌تواند جایگزین film شود ولی کمتر خاص است و معمولاً کلی‌تر است.

Common. Can replace 'film' when emphasizing layers, but less specific about material type; usually broader.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): films

اسم — فیلم

فیلمسینماتصویر متحرک

داستان یا رویدادی که به صورت تصاویر متحرک ضبط شده؛ فیلم سینمایی یا ویدئو.

A story or event recorded as a series of moving images; a movie or motion picture.

«دیشب در سینما فیلم تماشا کردیم.»

We watched a film at the cinema last night.

«آن فیلم امسال چندین جایزه برد.»

That film won several awards this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movieفیلم سینمایی

روزمره. در زمینه سینما جایگزین film است، اما movie غیررسمی‌تر و در انگلیسی آمریکایی بیشتر کاربرد دارد.

Everyday. Interchangeable with 'film' in general contexts about cinema, but 'movie' is more informal and common in American English.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): filmedpast participle (مفعولی): filmed-ing (حال): filming3rd (سوم): films

فعل — فیلم‌برداری کردن

فیلم‌برداری کردنبرداشت کردن

ضبط تصاویر روی فیلم یا ویدئو؛ ساخت فیلم یا فیلمبرداری کردن.

To record or capture images on film or video; to make a movie.

«آنها مستند را در طول شش ماه فیلم‌برداری کردند.»

They filmed the documentary over six months.

«ما قصد داریم هفته آینده مراسم عروسی را فیلم‌برداری کنیم.»

We plan to film the wedding next week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shootفیلم‌برداری کردن

روزمره. در حوزه ضبط ویدئو جایگزین film است، اما shoot بیشتر به عمل کار با دوربین اشاره دارد.

Everyday. Interchangeable with 'film' when talking about recording video, but 'shoot' is more specific to camera action.

recordضبط کردن

معمول. معادل گسترده‌تر است که شامل ضبط صدا هم می‌شود.

Common. Can replace 'film' when capturing images or sounds, but 'record' is more general and applies to audio as well.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000