finiteness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fin·ite·ness/ˈfɪnɪtnəs/
finitehaving limits or end-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — محدودیت

محدودیتنهایت‌پذیری

کیفیت محدود یا دارای حد و مرز بودن.

The quality of being finite; having limits or bounds.

«ریاضیات به مطالعه محدودیت مجموعه‌ها می‌پردازد.»

“Mathematics studies the finiteness of sets.”

«محدودیت فرق بین کمیت‌های محدود و نامحدود را مشخص می‌کند.»

“Finiteness distinguishes finite and infinite quantities.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000