firebomb

fire·bomb/ˈfaɪər.bɒm/
firecombustion or flamebombexplosive device
noun (اسم)technicalplural (جمع): firebombs

اسم — بمب آتش‌زا

بمب آتش‌زابمب آتش‌زا

بمب آتش‌زا که برای ایجاد آتش طراحی شده است

An incendiary bomb designed to cause fire

«ساختمان توسط یک بمب آتش‌زا تخریب شد.»

The building was destroyed by a firebomb.

«حملات بمب آتش‌زا خسارت گسترده‌ای ایجاد کرد.»

Firebomb attacks caused widespread damage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000