در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل اخراج یا برکناری از شغل
Capable of being dismissed or fired from a job
«این کارمند به دلیل خطا قابل اخراج است.»
“This employee is fireable due to misconduct.”
«رسیدن دیر باعث میشود برخی کارکنان قابل اخراج شوند.»
“Late arrivals make some staff fireable.”
رایج. در زمینه کار قابل جایگزینی است، یعنی امکان اخراج دارد.
Common. Interchangeable in formal employment contexts, meaning subject to dismissal.