fir

/fɜːr/
noun (اسم)commonplural (جمع): firs

اسم — صنوبر

صنوبردرخت نراد

درختی همیشه سبز از خانواده مخروطیان با برگ‌های سوزنی صاف و مخروط‌های راست، که معمولاً در مناطق معتدل شمالی یافت می‌شود.

An evergreen coniferous tree with flat needles and erect cones, typically found in northern temperate regions.

«بوی صنوبر تازه در طول کریسمس هوا را پر کرده بود.»

The scent of fresh fir filled the air during Christmas.

«ما در جنگلی از درختان صنوبر بلند پیاده‌روی کردیم.»

We hiked through a forest of tall fir trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pineکاج

روزمره. دسته‌ای گسترده‌تر از درختان مخروطی، مرتبط با صنوبرها اما با سوزن‌های بلندتر که معمولاً به صورت دسته‌ای هستند و مخروط‌های آویزان دارند. «درختان کاج در این جنگل رایج هستند.» مستقیماً قابل تعویض نیستند، زیرا آنها انواع متمایزی از درختان هستند، اگرچه هر دو از مخروطیان هستند.

Everyday. A broader category of coniferous trees, related to firs but with longer needles usually in bundles, and pendulous cones. 'Pine trees are common in this forest.' Not directly interchangeable, as they are distinct types of trees, though both are conifers.

spruceنوئل

روزمره. نوع دیگری از درخت مخروطی، که از صنوبر با داشتن سوزن‌های تیزتر و چهارگوش و مخروط‌های آویزان متمایز می‌شود. «ما یک درخت نوئل را برای کریسمس تزئین کردیم.» قابل تعویض نیست؛ به گونه درختی خاص دیگری اشاره دارد.

Everyday. Another type of coniferous tree, distinct from firs by having sharper, four-sided needles and cones that hang down. 'We decorated a spruce tree for Christmas.' Not interchangeable; refers to a different specific tree species.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000