pine

/paɪn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): pines

اسم — درخت کاج

درخت کاج

یک نوع درخت همیشه‌سبز با برگ‌های سوزنی و مخروط.

A type of evergreen tree with needle-like leaves and cones.

«جنگل پر از درختان بلند کاج است.»

The forest is full of tall pine trees.

«مخروط‌های کاج در پاییز می‌افتند.»

Pine cones fall in autumn.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): pinedpast participle (مفعولی): pined-ing (حال): pining3rd (سوم): pines

فعل — اشتاق داشتن

اشتاق داشتندلتنگ بودن

شدیداً تمایل داشتن یا دلتنگ بودن، معمولاً با حس غمگینی.

To long for or yearn intensely, often with sadness.

«او برای وطن دورش دلتنگی می‌کرد.»

She pined for her distant homeland.

«بعد از جدایی به شدت دلتنگ بود.»

He pined away after the breakup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yearnآرزو داشتن

رسمی/ادبی. تمایل و آرزوی شدید، اغلب احساسی.

Formal/literary. Strong longing or desire, often emotional.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000