بازگشت

yearn

/jɜːrn/
verb (فعل)common
past (گذشته): yearnedpast participle (مفعولی): yearned-ing (حال): yearning3rd (سوم): yearns
آرزومند بودنتمایل شدید داشتن

داشتن تمایل یا آرزوی قوی برای چیزی

To have a strong desire or longing for something

«او آرزوی زندگی آرام داشت.»

She yearned for a peaceful life.

«او مشتاق دیدار دوباره خانواده‌اش بود.»

He yearned to see his family again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
longاشتیاق داشتن

کلمه روزمره که اغلب هنگام بیان تمایل با yearn قابل تعویض است.

Everyday word often interchangeable with yearn when expressing desire.

craveاشتیاق داشتن

شدت بالاتر تمایل؛ در زمینه‌های احساسی جایگزین yearn می‌شود.

Stronger intensity of desire; can replace yearn in emotional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000