spruce

/spruːs/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): sprucersuperlative (عالی): sprucest

صفت — مرتب

مرتبتمیزخوش‌تیپ

مرتب، تمیز و خوش‌پوش در ظاهر

Neat, clean, and well-dressed in appearance

«او برای مصاحبه بسیار مرتب به نظر می‌رسید.»

He looked spruce for the interview.

«اتاق تمیز و مرتب بود.»

The room was clean and spruce.

تفاوت با واژه‌های مشابه
neatمرتب

متداول. معنای بسیار مشابه؛ در زمینه‌های رسمی و غیررسمی قابل جایگزینی است.

Common. Very similar meaning; interchangeable in casual and formal contexts.

tidyمرتب

متداول. بر روی نظم تاکید دارد؛ وقتی ظاهر مرتب است می‌تواند جایگزین spruce شود.

Common. Emphasizes organization, can replace spruce when appearance is orderly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000