finnish

Fin·nish/ˈfɪnɪʃ/
1adjective (صفت)common

صفت — فنلاندی

فنلاندی

مرتبط با فنلاند، مردم، زبان یا فرهنگ آن

Related to Finland, its people, language, or culture

«او به‌راحتی فنلاندی صحبت می‌کند.»

She speaks Finnish fluently.

«آداب و رسوم فنلاندی غنی و متنوع هستند.»

Finnish traditions are rich and diverse.

2noun (اسم)common

اسم — زبان فنلاندی

زبان فنلاندی

زبان مورد استفاده در فنلاند

The language spoken in Finland

«او برای سفرش در حال یادگیری زبان فنلاندی است.»

He is learning Finnish for his trip.

«زبان فنلاندی صداهای منحصر به فرد زیادی دارد.»

Finnish has many unique sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000