در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی اهل فنلاند
A person from Finland
«او یک فنلاندی است که به سه زبان صحبت میکند.»
“She is a Finn who speaks three languages.”
«فرهنگ فنلاندی دارای سنتهای غنی است.»
“Finn culture is rich in traditions.”