fishbowl

fish·bowl/ˈfɪʃˌboʊl/
fishfishbowlcontainer
noun (اسم)commonplural (جمع): fishbowls

اسم — کاسه ماهی

کاسه ماهیآکواریوم کوچک

کاسه شیشه‌ای برای نگهداری ماهی خانگی.

A glass bowl used for keeping pet fish.

«او هر هفته کاسه ماهی را تمیز می‌کرد.»

She cleaned the fishbowl every week.

«ماهی‌ها در کاسه ماهی به خوشی شنا می‌کردند.»

The fish swam happily in the fishbowl.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000