fistic

fis·tic/ˈfɪstɪk/
fistclosed hand-icrelated to
adjective (صفت)formal

صفت — مشت‌زنی

مشت‌زنیبوکسورانه

مربوط به مبارزه با مشت؛ بوکسور مانند.

Relating to fighting with fists; pugilistic.

«آن‌ها پس از مشاجره در یک دعوای مشت‌زنی شرکت کردند.»

They engaged in a fistic brawl after the argument.

«سبک او پرخاشگرانه و مشت‌زنی بود.»

His style was aggressive and fistic in nature.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pugilisticبوکسورانه

رسمی. برای توصیف مبارزه با مشت به کار می‌رود.

Formal. Used to describe fighting with fists.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000