در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دست گرهکرده به شکل مشت؛ مشخصه با انگشتان بسته شده.
Having the hand clenched into a fist; characterized by clenched fingers.
«او دست مشت کردهاش را از روی عصبانیت بالا برد.»
“He raised his fisted hand in anger.”
«بوکسور دستکشهای مشتکرده داشت.»
“The boxer had fisted gloves.”
رایج. در معنی دست بسته و محکم قابل جایگزینی است.
Common. Can replace when meaning closed hand tightly.