fisted

fist·ed/ˈfɪstɪd/
fistclosed hand-edpast tense or adjective form
adjective (صفت)common

صفت — مشت کرده

مشت کردهمشت بسته

دست گره‌کرده به شکل مشت؛ مشخصه با انگشتان بسته شده.

Having the hand clenched into a fist; characterized by clenched fingers.

«او دست مشت کرده‌اش را از روی عصبانیت بالا برد.»

He raised his fisted hand in anger.

«بوکسور دستکش‌های مشت‌کرده داشت.»

The boxer had fisted gloves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clenchedگرفته

رایج. در معنی دست بسته و محکم قابل جایگزینی است.

Common. Can replace when meaning closed hand tightly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000