fisk

/fɪsk/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): fiskedpast participle (مفعولی): fisked-ing (حال): fisking3rd (سوم): fisks

فعل — نقد نقطه‌به‌نقطه کردن

نقد نقطه‌به‌نقطه کردناستدلال را جزئی نقد کردن

یک استدلال یا متن را، به ویژه آنلاین، با کالبدشکافی جزء به جزء آن، به طور انتقادی تحلیل و رد کردن.

To critically analyze and refute an argument or text, especially online, by dissecting it point by point.

«او تصمیم گرفت مقاله گمراه‌کننده را در وبلاگش نقد نقطه‌به‌نقطه کند.»

He decided to fisk the misleading article on his blog.

«روزنامه‌نگار سخنرانی اخیر سیاستمدار را جزء به جزء نقد کرد و تناقضات آن را افشا کرد.»

The journalist fisked the politician's recent speech, exposing its inconsistencies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
debunkافشا کردن

رایج. وقتی هدف افشای نادرستی یا مبالغه یک ایده، افسانه یا ادعا باشد، قابل جایگزینی است. 'او تئوری توطئه را افشا کرد' مانند 'او مقاله پر از ایراد را نقد نقطه‌به‌نقطه کرد' کاربرد دارد.

Common. Interchangeable when the goal is to expose the falseness or exaggeration of an idea, myth, or claim. 'He debunked the conspiracy theory' works, similar to 'He fisked the flawed article'.

dissectکالبدشکافی کردن

رسمی. زمانی قابل جایگزینی است که فرآیند شامل تحلیل دقیق یک استدلال یا متن باشد، اما کمتر به معنای رد کردن است. 'او خلاصه حقوقی را کالبدشکافی کرد' از نظر روش شبیه 'fisking' است اما لزوماً با هدف ستیزه‌جویی نیست.

Formal. Interchangeable when the process involves detailed analysis of an argument or text, but less implies refutation. 'She dissected the legal brief' is similar in method to 'fisking' but not necessarily with an adversarial goal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000