fissile

fis·sile/ˈfɪslaɪs/
fiss-split-ilecapable of
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more fissilesuperlative (عالی): most fissile

صفت — قابل شکافت

قابل شکافتشکافت‌پذیر

قابل تقسیم شدن توسط شکافت هسته‌ای.

Capable of being split by nuclear fission.

«اورانیوم-۲۳۵ یک ایزوتوپ شکافت‌پذیر است.»

Uranium-235 is a fissile isotope.

«مواد شکافت‌پذیر در رآکتورهای هسته‌ای اهمیت دارند.»

Fissile materials are important in nuclear reactors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fissionableقابل شکافت

در مباحث هسته‌ای غالباً قابل تعویض است.

Often interchangeable with fissile in nuclear contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000