fisting

fis·ting/ˈfɪstɪŋ/
fista hand closed tightly-ingaction or process
noun (اسم)informal

اسم — مشت فروبردن

مشت فروبردنفستینگ

عمل وارد کردن مشت در یک گذرگاه بدنی، معمولاً در زمینه‌های جنسی.

The act or practice of inserting a fist into a bodily orifice, especially in sexual contexts.

«فیلم، فستینگ را به عنوان یک عمل بحث‌برانگیز نشان داد.»

The movie depicted fisting as a controversial act.

«او دربارهٔ فستینگ در یک مجلهٔ صریح خواند.»

He read about fisting in an explicit magazine.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000