noun (اسم)commonplural (جمع): flashlights
اسم — چراغقوه
چراغقوهقلمچراغ
چراغهای دستی قابل حمل و برقی.
Portable handheld electric lights.
«او دو چراغقوه برای سفر کمپینگ با خود برد.»
“He carried two flashlights for the camping trip.”
«چراغقوه هنگام قطع برق مفید است.»
“Flashlights are useful during power outages.”
تفاوت با واژههای مشابه
torch— چراغقوه
متداول (انگلیسی بریتانیایی). هممعنی flashlight ولی بیشتر در بریتانیا استفاده میشود.
Common (British English). Same as flashlight but mainly used in UK.