flashlights

flash·lights/ˈflæʃlaɪts/
noun (اسم)commonplural (جمع): flashlights

اسم — چراغ‌قوه

چراغ‌قوهقلم‌چراغ

چراغ‌های دستی قابل حمل و برقی.

Portable handheld electric lights.

«او دو چراغ‌قوه برای سفر کمپینگ با خود برد.»

He carried two flashlights for the camping trip.

«چراغ‌قوه هنگام قطع برق مفید است.»

Flashlights are useful during power outages.

تفاوت با واژه‌های مشابه
torchچراغ‌قوه

متداول (انگلیسی بریتانیایی). هم‌معنی flashlight ولی بیشتر در بریتانیا استفاده می‌شود.

Common (British English). Same as flashlight but mainly used in UK.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000