در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وسیلهای همراه که برای عکاسی نور کوتاهمدت میتاباند
a portable device that produces a brief burst of light for photography
«او برای عکس گرفتن از فلاش استفاده کرد.»
“He used a flashgun to take the photo.”
«فلاشها به روشن کردن صحنههای تاریک کمک میکنند.»
“Flashguns help brighten dark scenes.”