flashbulb

flash·bulb/ˈflæʃˌbʌlb/
flasha quick burst of lightbulba rounded light source
noun (اسم)commonplural (جمع): flashbulbs

اسم — فلاش دوربین

فلاش دوربیننور ناگهانی

نور ناگهانی و روشن از دستگاه فلاش دوربین

A sudden bright burst of light from a camera device

«وقتی عکس گرفت، فلاش دوربین روشن شد.»

The flashbulb went off as she took the photo.

«فلاش قدیمی را با LED جدید تعویض کردند.»

They replaced the old flashbulb with a modern LED.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flashفلاش

رایج، بیشتر به نور دوربین اشاره دارد.

Common. Usually refers to the flash from a camera light source directly.

strobeنور چشمک‌زن

فنی یا غیررسمی، کمتر در عکاسی کاربرد دارد.

Technical or informal. Can describe similar rapid flashes of light but less common in photography context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000