flashbacks

flash·backs/ˈflæʃ.bæks/
flashsudden burst of light or memorybackreturn to previous time
noun (اسم)commonplural (جمع): flashbacks

اسم — حافظه بازگشتی

حافظه بازگشتیبازگشت خاطره

خاطرات ناگهانی و واضح از وقایع گذشته که اغلب ناخوشایند است.

Sudden, vivid memories of past events, often distressing.

«پس از تصادف دچار بازگشت خاطره می‌شود.»

He suffers from flashbacks after the accident.

«فیلم خاطرات دوران کودکی او را زنده کرد.»

The movie triggered flashbacks of her childhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recollectionsیادآوری‌ها

معمولی. اصطلاح عمومی برای خاطرات، شدت کمتر از flashback.

Common. General term for memories, less intense than flashbacks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000