flattop

flat·top/ˈflætˌtɑp/
flathaving a level surfacetopuppermost part
noun (اسم)commonplural (جمع): flattops

اسم — مو صاف و کوتاه

مو صاف و کوتاه

سبکی از آرایش مو که کوتاه و صاف روی سر بریده شده باشد.

A person’s hairstyle cut short and level on the top.

«او در پادگان موهایش را به سبک فلَتتاپ کوتاه کرده بود.»

He wore a flattop haircut at the army base.

«موی فلَتتاپ سرباز مرتب و دقیق بود.»

The soldier’s flattop was neat and precise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000